۱٫ در۵۷/۷/۵ ساواک یزد طی گزارشی به اداره یکم عملیات وبررسی امنیت ایران می نویسد آقای امیر هادی{دها}دانشجوی دانشگاه مشهد چند روزی است که به بافق آمده و اکثرا جوانان را علیه دولت تحریک و آنانرا به همبستگی با آشوبگران تشویق می نماید.اکبر غلامزاده راننده جراثقال {ثقیل}ذوب آهن در مجلسی اظهار می دارد که ما چه پیشرفتی داشته ایم که اسراییل با دوسه ملیون جمعیت هم از لحاظ صنعت و هم از لحاظ تولیدات به مراتب از ایران پیشرفته تر است!. ساواک دستور کنترل رفتار واعمال نامبردگان به ویژه امیر دها را صادر می نماید.
۲٫ در۵۷/۷/۵ ساواک یزد طی گزارش دیگری به اداره یکم عملیات وبررسی امنیت ایران می نویسد آقایان حاج ابوالحسن کریمی،حاج میرزاعلی شکوهی،محمد دهقانشاهی و محمد شایق، همه مغازه دار، جریانات و اعتصابات شهرستان بافق را هدایت وتحریک می نمایند و کریمی سمت رهبری را داشته و افراد ۱۸-۱۷ساله را وادار به توزیع اعلامیه در بافق می کند.
۳٫ در ۵۷/۷/۹کلیه مغازه های بافق در اعتراض به محاصره منزل امام در نجف توسط پلیس عراق تعطیل ولی ادارات دولتی و مدارس و ذوب آهن باز بودند.
۴٫ در ۵۷/۷/۹شهربانی بافق پنج برگ اعلامیه محمد صدوقی و{امام}خمینی را که در مورد محاصره منزل {امام}خمینی در نجف بود از مسجد جامع بافق جمع آوری می نماید.درروز نهم مهر مغازه های بافق در اعتراض به محاصره مزبور تعطیل بود و اعلامیه ای به امضای دانش آموزان بافق در محکومیت آن در مسجد جامع بافق نصب می شود.
۵٫ در ۵۷/۷/۱۳کارکنان اداره پست بافق در محل کار خود حاضر ولی از کار کردن خودداری می نمایند.
۶٫ در ۵۷/۷/۱۴ تعدادی از کارکنان و کارگران تعمیر گاه چغارت نامه ای مشتمل بر ۱۴ خواسته به مدیر عامل شرکت سهامی خاص سنگ آهن مرکزی ایران {بافق} ارسال و تهدید می نمایند اگر تا سه روز آینده رسیدگی و تامین نشود دست به اعتصاب خواهند زد.مهندس اقتصادی مدیر عامل وقت درروز ۵۷/۷/۱۵ طی جلسه ای که از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۶ عصر طول می کشد یک به یک خواسته ها رابررسی و متذکر می شود که بعض خواسته ها قابل اجرا ولی زمانبر وبعضی غیر ممکن است.وی ده روز از معترضین وقت می خواهد تا درخواست آنان را به اطلاع مدیر عامل ذوب آهن اصفهان رسانده ونتیجه را به اطلاعشان برساند.آقای قاسمی سرپرست حفاظت و انتظامات سنگ آهن بافق نیز مراتب را به ساواک یزد ارسال می دارد.
۷٫ در ۵۷/۷/۱۸ در ساعت ۱۲ آقای اقتصادی در جلسه ای در سینما ی خسرو مهر با کارکنان معترض اعلام می نماید که مدیر عامل ذوب آهن اصفهان با حق مسکن، حق خواربار و سختی کار وضرایب متعلقه و بعض خواسته ها موافقت نموده ولی تعدادی در ساعت ۱۷ عصر ضمن تجمع در سینمای مزبور خواسته های خودرا طی تلگرافی به نخست وزیری ارسال و اعلام می دارند چنانچه تا ۷/۲۴ مورد رسیدگی قرار نگیرد دست از کار خواهند کشید.تعداد کارکنان وکارگران شرکت در آن زمان ۲۷۸۱ نفر بوده که ۴۲ نفرشان روسی بودند.ساواک یزد نیز گزارشی از این اعتراض را به اداره کل سوم ساواک ایران ارسال می کند.دراین روز دبیرستان وحشی بافقی هم به مدارس اعتصاب کننده استان می پیوندد.
۸٫ در ۵۷/۷/۱۹ حدود ۶۰ نفر از کارگران معدن زیرزمینی کوشک بافق در اعتراض به کمی دستمزد ازرفتن به سرکار خودداری می نمایند.با پادرمیانی مدیر عامل قرار می شود روز شنبه جلسه ای در سالن اجتماعات پیرامون خواسته هایشان تشکیل شود..عبدالله حاجی شیخ مدیر اداری کوشک طی نامه ای به ساواک یزد ،محرک اصلی کارگران را آقای محمد بابایی فرزند عبدالله به همراهی عباس فلاح شمس الدین فرزند حسن ساکن سیدآباد،حسین بابایی هرمیزی فرزند اصغر ساکن آّب سنگ ،حسین رضایی سنجدکی فرزند میرزاحسن ساکن زارکوه گزارش می نماید.
۹٫ در ۵۷/۷/۲۰در پایان سخنرانی شیخ بهلول در مسجد جامع در ساعت ۱۹ حدود ۴۰ نفر از جوانان ونوجوانان حاضر در مسجد مبادرت به ایراد شعارهایی ضد ملی وضد میهنی می نمایند که ساواک دستور شناسایی محرکین و عوامل اصلی آنان را صادر می کند.
۱۰٫ در ۵۷/۷/۲۴حدود ۴۰۰ نفر از کارگران ساختمان،فروشگاه و باشگاه خسرومهر بافق دست از کار می کشند.
۱۱٫ در۵۷/۷/۲۴ساعت ۱۹ تعدادی از جوانان ۱۶ تا ۲۰ ساله بافقی پس از اتمام نماز جماعت در مسجد جامع شعارهایی علیه شاه و نظام وقت می دهند که سه نفر از آنان به نام های محمود رحیمی فرزند تقی،علی اکبر عباسی{عباسیان}فرزند محمد و سید حسن میر بافقی فرزند رضا که بینشان نامه رسان حزب رستاخیز هم می باشد مورد شناسایی ساواک قرار گرفته و دستور کنترل نامبردگان صادر می شود.
۱۲٫ در ۵۷/۷/۲۵ اعتصابات صنفی در استان یزد با اعتصاب کارکنان شرکت سهامی سنگ آهن مرکزی بافق آغاز می شود.کارکنان ۳۲ خواسته(پرداخت فوق العاده شغل،سختی کار،پاداش حسن انجام کار، سالی دودست لباس ،احداث بیمارستان و داروخانه ،رفع تبعیض و….) از مسوولین سنگ آهن بافق و ۳۴ خواسته از ذوب آهن اصفهان( تغییر و محاکمه آقای اقتصادی مدیر عامل و…) داشتند.حدود ده روز بعد هیئتی از تهران برای رسیدگی به خواسته آنان راهی بافق شده واعتصاب پس از برگزاری جلساتی با نمایندگان آنان و موافقت با بعض خواسته هایشان در ۵۷/۸/۱۳ شکسته می شود ولی پس از چند روز دوباره ادامه می یابد.
۱۳٫ در ۵۷/۷/۲۷ساواک یزد طی گزازشی به اداره یکم عملیات وبررسی ساواک کشور اعلام می نماید که مرتضی بافقی کارگر کارخانه جنوب یزد باتفاق ۲۱ نفر دیگر عکس{امام} خمینی را در سالن کارخانه نصب و به کد۶۶{شاه} توهین نموده وتعدادی شعار هم روی دیوارهای کارخانه نوشته اند.در گزارش دیگری نیز اعلام می نماید که “سیدمحمد حسینی بنابه دعوت جواد و محمدحسین قائمی به بافق آمده و علنا برروی منابرش به کد۶۶ اهانت نموده و مردم را علیه دولت تحریک می نماید.ضمنا یاددشده در جلسه خصوصی به یکی از دوستانش اظهار می نماید که خیلی دوست دارم دستگیر شوم زیرا درآن صورت موقعیت خوبی پیدا خواهم نمود و کارم بهتر پیش خواهد رفت”.اداره یکم ساواک کشور به دایره عملیات دستور می دهد وی را کاملا تحت کنترل بگیرند.در گزارش دیگری در همین تاریخ به اداره کل سوم امنیت کشور آقایان عباس دوست حسینی واعظ،میزان عدل رئیس وقت مخابرات اردکان ،جواد قائمی بنای ذوب آهن و علی حایری اردکانی کارمند ذوب آهن بافق را به عنوان طرفداران افراطی خمینی معرفی می نماید.
۱۴٫ در ۵۷/۷/۲۹شهربانی استان طی گزارشی به ساواک یزد اعلام می دارد که حسن بلبلی نیا معروف به حسن نانوا از متعصبین مذهبی و طرفداران افراطی {امام}خمینی بوده که مطالب تحریک آمیز زیادی علیه دولت اظهار می دارد.ساواک دستور کنترل غیر محسوس اورا صادر می نماید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

کد امنیتی: *