۱٫ در ۱۳۴۹/۳/۱۶ طوماری جهت آیت الله خمینی توسط طلاب یزدی مقیم قم تهیه و سالاری یزدی مشغول جمع آوری امضا می شود ولی ناگهان کناره گیری کرده و آقای سید جواد سلیمانی بافقی دنباله اقدامات را می گیرد. امنیت داخلی ساواک دستور شناسایی و دستگیری سلیمانی را صادر می کند.
۲٫ در جمعه ۱۳۴۹/۵/۹ حاج خلیل کارگران در مجلس روضه ، طی سخنانی اقدامات رژیم عراق در تخریب کتیبه های حرم حضرت علی {ع } را شدیدا محکوم می کند .
۳٫ در ۱۳۴۹/۵/۱۲ حاج خلیل کارگران در مجلس دیگری در خانه حاج محمد تشکری مجددا به رژیم عراق حمله کرده و اقدامات حسن البکر را بیشرمانه ذکر می نماید.
۴٫ در ۱۳۴۹/۵/۱۶ سیدجواد میرغنی زاده در قریه مبارکه در حومه بافق از دولت عراق شدیدا انتقاد نموده و اهالی هم با اشتیاق توجه می نمایند.
۵٫ در ۱۳۴۹/۵/۱۷ سید جواد میرغنی زاده در روضه منزل اسدالله نقیبی اقدامات رژیم عراق را محکوم و دولت حسن البکررا خائن نام می برد.
۶٫ در ۱۳۵۱/۹/۱۳ غلامحسین مظاهری که برای تدریس قرآن در ایام ماه رمضان از طرف مدرسه مصلای یزد به بافق رفته شبی برای افطار به منزل سید علی طباطبایی {عاقد} دعوت می شود.پس از افطاری به اتاق فرزند وی به نام سیدم. طباطبایی که محصل دبیرستان وحشی بافقی است می رود و پس از مدتی بحث را به مسایل سیاسی کشانیده و درباره خمینی، قانون حمایت از خانواده و اصلاحات ارضی بحث نموده و انتقادات شدیدی از وضع مملکت می نماید که سیدم. طباطبایی به وی پرخاش و اجازه صحبت به وی نمی دهد.
۷٫ در ۱۳۵۴/۶/۲۰حاج خلیل کارگران مروج مذهبی و نایب رییس انجمن شهر بافق ضمن وعظ از اقای فهیمی شهردار بافق شدیدا انتقاد و اظهار داشته: آب لوله کشی را برای کشاورزی به خارج از شهر برده و اهالی شهررا بی آب گذاشته اند…. بودجه های عمرانی را عودت داده و در ساختن شیر و خورشید تعلل ورزیده اند. سپس شیخ عباس دوست حسینی نیز منبر رفته و ضمن تایید اظهارات او بیان داشته: اگرشما قدم پیش بگذارید من هم بشما کمک کرده و از آشنایی که با آقای خطیبی مدیر عامل شیر و خورشید دارم برای تسریع درکارها استفاده خواهم کرد.
۸٫ در ۱۳۵۴/۱۰/۱۲ گل محمد صائمی ساکن شهرری و علی بمان کمالی زارچی ساکن قم بنا به دعوت چندتن از اهالی بافق برای دهه اول محرم وارد بافق شدند. ساواک دستور مراقبت های لازم از آنها را می دهد.
۹٫ در ۱۳۵۴/۱۰/۱۸ گل محمدصائمی در ساعت ۲۰ شب در حسینیه میانگاه اظهار داشته: عزراییل پاسبان خداست و در خاتمه منبر دعا نموده :”خداوندا تمام زندانیان بی گناه را از زندان نجات ده.” صائمی به شهربانی بافق احضار و تذکرات لازم به وی داده می شود .
۱۰٫ در ۱۳۵۴/۱۱/۵ کاظم ناصر قلی کارمند ذوب آهن بافق و میرزاعلی تشکری راننده ذوب آهن بافق به تهران رفته و از آخوندی به نام کبیر {کبیری} جهت روضه خوانی دهه آخر محرم دعوت بعمل می آورند که ساواک دستور بررسی سوابق کبیری را صادر می کند.
۱۱٫ در ۱۳۵۵/۱۰/۹ شیخ حمزه حمزوی ساکن مشهد برای روضه محرم در امامزاده عبدالله (ع ) و علی اکبر داودی در حسینیه لرد به بافق می آیند.
۱۲٫ در ۱۳۵۵/۱۰/۳۰ شیخ محمودواعظ شهیدی ساکن مشهد برای روضه محرم درمهدیه به بافق می آید.
۱۳٫ در ۱۳۵۵/۱۰/۳۰ گل محمد صائمی برای روضه خوانی محرم در حسینیه قاضی ها به بافق می آید.
۱۴. در ۱۳۵۵/۱۱/۱ سیدرضا غروی شاهرودی ساکن تهران برای روضه خوانی محرم در حسینیه ابوالفضل {ع} وارد بافق می شود ودر ۱۳۵۵/۱۱/۵ بالای منبر اظهار می دارد: تلویزیون آمد دستورات امام رفت. مجله بدست جوانان قرار گرفت ، قرآن از دست آنها خارج شد…… این مملکت امانت و صداقت ندارد که امنیت داخلی ساواک دستور احضار و اخذ تعهد کتبی از وی را صادر می کند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

کد امنیتی: *