✍ سیدمحمدمیرسلیمانی بافقی/۱۳۹۷

مرور حوادثی که در طول شکل گیری روند انقلاب اسلامی تا پیروزی آن در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی در بافق اتفاق افتاده گوشه ای از تاریخ معاصر این شهر به شمار می رود که حفظ و نگهداری آن برای آیندگان از ضروریات انکار ناپذیر است. چنین مهمی تا کنون انجام نگرفته و تنها به باز گو کردن  خاطراتی از مبارزات مردم بافق توسط افراد اندکی بسنده شده است. ای کاش مرکز بافق شناسی نسبت به مستند سازی تاریخ شفاهی انقلاب در بافق کمر همت بر می بست تا نعمت وجود بزرگانی که اکنون دوران کهولت را می گذرانند را از دست ندهیم. چندی پیشتر به مجموعه ای از اسناد ساواک پیرامون فعالیت های مبارزین بافقی در طول انقلاب اسلامی بین سال های ۱۳۵۷ -۱۳۴۳ خورشیدی دست یافتم که می تواند یکی از مستندترین مدارک در بررسی تاریخ مزبور باشد. نکته جالب اینکه دستگاه امنیتی محمدرضا شاه تقریبا تمام فعالیت های انقلابیون را دیده بانی و رصد می نمود و بااینکه تمام خطوط تلفن منزل شهید محراب را شبانه روزی شنود و به مرتبطین انقلابی استان و کشور با خانه مزبور دسترسی داشت اما از کنترل همه فعالیت انقلابیون به ویژه درطول سال ۱۳۵۷ خ.  ناتوان بوده  نتوانسته از شور انقلابیون جلوگیری نماید و خرده فعالیت های انقلابیون، کم کم، به سیل ویرانگری تبدیل می شود که نظام شاهنشاهی را سرنگون می نماید. متاسفانه از اسناد و گزارشات ساواک در مورد کارشناسان روسی، آلمانی، آمریکایی و فرانسوی که در بافق حضور داشتند و مطمئنا تحت کنترل واحد ضد جاسوسی ساواک بودند احتمالا به علت طبقه بندی بودن آنها خبری نیست در حالی که می تواند بازگو کننده گوشه ای از تاریخ بافق باشد. از دیگر نکات این اسناد اینکه هیچ فعالیت، جبهه گیری، تصیم یا دستور و اقدامی از چشم تاریخ تیزبین پنهان نمی ماند و روزگاری بر همگان هویدا و آشکار خواهد شد. امید که همه مراقب کردارمان باشیم تا دربرابر مردم در هر برهه ای از تاریخ سربلند باشیم. بنده هیچ گونه قضاوتی در نوع گزارش مخبرین و کارشناسان ساواک و ارزیابی افرادی که نامشان ذکر شده نداشته و صرفا اسناد را به ترتیب تاریخ وقوع  و بدون ذکر القاب  مرسوم امروزی بازگو می نمایم. واژگانی که داخل علامت {} قرار گرفته اند در اسناد مزبور نبوده و برای روشن شدن مطلب آورده شده اند.
۱٫ در ۳/۸/۱۳۴۴ عباس دوست حسینی{روحانی معروف ساکن بافق} در جلسه ای درمسجد بالاسر قم در مراسم دعای توسل برای {امام} خمینی دعا می کند که به دستور ساواک از قم اخراج و ممنوع الورود می شود.
۲٫  در ۱۴/۳/۱۳۴۷ طی گزارشی از جلسات انجمنی به نام “انجمن برادران بهایی ما” به سرپرستی دکتر پاکنژاد {شهید} جهت هدایت بهاییان خبر می دهد که با حضور سخنرانانی از تهران در یزد، بافق و تفت تشکیل می شود.
۳٫ در ۲۱/۱۲/۱۳۴۸ عباس دوست حسینی (روحانی معروف ساکن بافق) در مسجد صاحب الزمان یزد طی سخنانی به رژیم انتقاد کرده و از حوزه علمیه قم دفاع می نماید. ساواک دستور می دهد نسبت به  شناسایی، تکمیل پرونده و صدور فیش بنامش اقدام و تحت مراقبت قرار گیرد.
۴٫ در ۲۵/۱/۱۳۴۹ طی گزارشی از اوضاع حوزه علمیه استان می نویسد: مدرسه مسجد جامع {پایین مسجد جامع}  دارای ۵ طلبه و مدرس آن آقای  سید محمد میرغنی زاده می باشد که فعلا در قم بسر می برد. این مدرسه ماهیانه ۵۴۰۰ ریال از محل اعتبارات اوقاف دریافت می دارد.
۵٫ در ۳/۲/۱۳۴۹ آیت الله صدوقی طی پیامی آقای محمد دها را به عنوان جانشینی اقای سید محمد میرغنی زاده  که از بافق رفته است برای اداره مسجد جامع تعیین می نماید.
۶٫ در چهارشنبه ۲۳/۲/۱۳۴۹ تعدادی از اهالی بافق به سرکردگی حاج رمضان تشکری برای آوردن دوباره سید محمد میرغنی زاده امام جمعه با اتوبوسی به قم عزیمت می کنند.
۷٫ در ۱۶/۳/۱۳۴۹ طوماری جهت ایت الله خمینی توسط طلاب یزدی مقیم قم تهیه و سالاری یزدی مشغول جمع آوری امضا می شود ولی ناگهان کناره گیری کرده و اقای  سید جواد سلیمانی بافقی دنباله اقدامات را می گیرد. امنیت داخلی ساواک دستور شناسایی و دستگیری سلیمانی را صادر می کند.
ادامه دارد ….

برچسب ها : , ,

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

کد امنیتی: *