جات خالی اینجا مراد بیگ

نه قشونی,نه سواری,, نه کمینی,نه شکاری…
نه خشونتی,نه جنگی,,به چه روز و روزگاری…

جات خالی اینجا مرادبیگ,گلی گوشه جمالت..
نوربباره توی خاکت, قربونِ رسم و مرامت..

نیستی تا ببینی اینجا,,چه جوری قرق شکستند..
راهزنا جای بیابون, تو خیابونا نشستند!!

بی نقاب و شال و روبند,رویِ لبها همه لبخند..
بی خشونت میشی تاراج,باهزار حیله و ترفند…

به حسام بیگ بگو اینجا,, کارشون خیلی تمیزه…
میبرند گوشت رو اما, قطره ای خین نمیریزه..

گردنه ها همه امنه,, جاش مؤسساتی بازه..
دزدی اینروزا مرادبیگ,, همه دارایِ جوازه!!!!

اینروزا دیگه نیازنیست, که گلوگاهی ببندی!!
میشه تأسیس کنی صندوق, به ریشِ همه بخندی…

جالبه! امنیه ها هم, کاری با دزدا ندارند!!
آقایون شب,سرِراحت,, روی بالین میگذارند..

این میان,مردمِ بدبخت,, مالشون رو مفتی باختند..
مردمی که عمری ناچار,,باهمه دزدیا ساختند..

چی بگم مراد که اینجا, روزگار خیلی خرابه..
انگاری مرده مروت,,وجدانِ آدما خوابه..

برسون سلامِ مارو,, تو مراد به خاله لیلا…
بگو دیروز, به از امروز,, وای به حالِ صبحِ فردا….

(محمدعلی دهستانی بافقی)

برچسب ها : ,
  1. ابراهیم

    واقعا احسنت داری.. حرف دل مردم با زبان شعر.. اونم با چه تبهری.. احسنت

  2. عرفان

    سلام و درود خدمت شما شاعر خوش سخن عزیز
    شعرتونو که خوندم یاد آیه ای از قرآن افتادم:
    انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم»[۱۱ رعد ] خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود تغییر دهند..

    من فکر میکنم ما مردم خودمون باعث شدیم به ما ظلم بشه ، اگه دقت کنیم میبینیم خودمون هم در حق همدیگه به نوعی بی انصافی و ناجوانمردی داریم ، با قضاوت هامون ، با رعایت نکردن حقوق همدیگه و ..
    وقتی وظیفه اصلی ما که انسانیت کردن است فراموش بشه و یادمون بره دنیا محل گذره ، و اومدیم این جا کوله باری از مهر و محبت و معنویت و کمال انسانی جمع کنیم ببریم برای سرای ابدی …

    هر کدوم از ما در جایگاه خودمون ، چه یک پدر ، چه مادر ، فرزند ، دوست ، شهروند و … گرفته تا مدیر و مسئول و جایگاه های بالاتر ، اگر یادمون نره که مقام و جایگاه وسیله ست ، هدف از زندگی چیز دیگریست و ما برای هدفی خلق شدیم و شایسته خلیفه خدا بودن قرار گرفتیم ، و همه وسیله ها رو با مرگمون اینجا باقی میذاریم … دیگه انقدر در حق همدیگه ظلم نمیکردیم
    و فراموش نمیکردیم فطرت اصلی ما از خداست و همه ما پاره های تن همدیگریم …
    بنی آدم اعضای یک پیکرند
    که در آفرینش ز یک گوهرند

    جناب آقای دهستانی ، با آرزوی موفقیت روز افزون شما

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

کد امنیتی: *